مهدى عبداللهى
201
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
( 100 ) امام عليه السلام از شهادت خود خبر مىدهد جماعتى از مردم بصره نزد على عليه السلام آمدند ؛ كه از جمله آنان مردى از رؤساى خوارج به نام « جَعْد بن نَعْجَه » بود . او به حضرت ايراد گرفت كه چرا جامه بهتر نمىپوشد ؟ حضرت فرمود : اين گونه لباس مرا از خودپسندى دور تر مىدارد و براى تأسّى كردن مسلمانان به من شايستهتر است . آن خارجى گفت : از خدا بترس ، تو خواهى مرد ، على عليه السلام گفت : خواهم مرد ؟ ! نه به خدا ، من كشته مىشوم . ضربتى بر سرم فرود مىآيد و محاسنم به خونم خضاب مىشود . اين قضايى است كه خواهد رسيد وعهدى است ديرين ، و آن كه دروغ بندد نوميد شود « 1 » .
--> ( 1 ) - الغارات : 108 ، ترجمه الغارات : 44 . .